شعر حماسی
ما آمده ایم علی نماند تنها
دل در گرو عشق علی و زهرا
هرگز نشود سقیفه ای دیگر بار
هرگز نشود فتنه ی کوفه تکرار
تاریخ جهان ز ما بماند حیران
دشمن بشود ز رزم ما سرگردان
در سینه ی ما خون علی میجوشد
بر تن زره سینجلی میپوشد
هر کس که طمع به خاک ایران دارد
پا در قفس و کنام شیران دارد
ما شیر ژیان و مرد جنگیم همه
در آتش خون ، مرد نبردیم همه
هرگز نرسد دست پلید دشمن
بر دامن پاک و فاخر این میهن
ما دست عدو ز شانه اش قطع کنیم
بنیاد پلید و خانه اش قطع کنیم
ما حماسه در کف خیابان داریم
دل در گرو عشق شهیدان داریم
این سنگر ما بوود به امر رهبر
تا کور شود چشم حسود و کافر
گر امر کند سر به رهش میبازیم
چون سیل شویم به دشمنش میتازیم
ای دشمن دون زهی خیال باطل
چون فتنه ی تو دگر ندارد حاصل
ما صف شکنان خطه ی ایرانیم
سرباز خدا ، طلیعه ی ایمانیم
تا هست نفس به جان ، در این میدانیم
با رهبرمان به عهد خود میمانیم
مسکین که دلش تپش به ایمان دارد
در سینه دلی به عشق ایران دارد
