هرگز کسانی را که در راه خدا کشته شده اند مرده مپندار بلکه زنده اند که نزد پروردگارشان روزی داده می شوند
شعر حماسی
ما همنفس صبح بهاران هستیم
مدهوش شمیم و عطر باران هستیم
ما شمع و گُلیم و گرد یک پروانه
در محفل عشق عاشقی فرزانه
ما شیعه ی حیدر ولی اللهیم
عمریست که جان بر کف و سر در راهیم
با عشق علی ی و آل او مینازیم
جان بر سر عشق مرتضا میبازیم
ما پاک و زلال و ریشه در لا داریم
در سینه دلی پر از تولا داریم
ما سر به فلک کشیده ، آن بالاییم
از خاک فراتریم و چون دریاییم
ما ریشه ز نسل پاک سلمان داریم
ایمان به خدای حی و سبحان داریم
مائیم که دل در گرو زهراییم
مسحور نگاه یاس بی همتاییم
بر وعده ی صادق خدا ، دلگرمیم
دور خم پرگار علی میگردیم
ما دار و ندارمان همین عشق علیست
در دفتر عمرمان فقط مشق علیست
خاک و گل ما ز تربت کرب و بلاست
تصویر حسین بن علی بر دل ماست
تا هست حسین ، خواری و ذلت هرگز
با دشمن دون ، خواهش و منت هرگز
در مکتب لافتی چو سلمان هستیم
سرباز مطیع روح قرآن هستیم
با رهبر خود یار تنوری هستیم
دلداده ی اسوه ی صبوری هستیم
ای صف شکنان خیبر و بدر و حنین
دلداده به راه سرخ و خونین حسین
در معرکه ی جدال حق و باطل
تکبیرزنان پیش بسوی ساحل
فردا که رسد مهدی ی ما میآید
آن نور دل و منجی ی ما میآید
با پرچم لافتی به میدان آید
مسکین بفدای جان و جانان
دختران ما شرف ما هستند و ما برای این شرف حاضریم جانمان را بدهیم
انتظار
صبا با من بگو از حال آن دوست
که هر چه دارم از آن خال ابروست
بگو از صاحب آئینه و شمع
که مشتاق نگاهش گشته این جمع
بگو با من ز راز سر به مهرش
ز تعقیبات زهرا وقت ظهرش
بگو از سجده های در نمازش
ز سرِّ غیبت و آن عشق نازش
بگو از جمعه و از وعده هایش
ز شوق اشتیاق و گریه هایش
صبا با من بگو از ماه تابان
بگو آید بسوی ما شتابان
همان ماهی که نور دیده ی ماست
سُرُورِ آه گرم سینه ی ماست
اگر سوی تن آید جان شیرین
بگیرم در بغل آن یار دیرین
صبا گفتا به من از پشت پرده
که قلب ماه شعبان پر ز درده
دلش خواهد رسد آدینه ی او
پر از شور امید است سینه ی او
همه شبها کند زاری به سجده
بخواهد از خدا موعود و وعده
بیا ای مرهم دلهای خسته
طبیب عاشقان دلشکسته
ببین سجاده ی من پر ز نوره
و محراب من از جنس ظهوره
جهان در انتظار تو نشسته
و دل بر یک غروب جمعه بسته
چو مسکینان بخوان اذکار ندبه
بگو عجل فرج هر صبح جمعه
شعر حماسی
ما آمده ایم علی نماند تنها
دل در گرو عشق علی و زهرا
هرگز نشود سقیفه ای دیگر بار
هرگز نشود فتنه ی کوفه تکرار
تاریخ جهان ز ما بماند حیران
دشمن بشود ز رزم ما سرگردان
در سینه ی ما خون علی میجوشد
بر تن زره سینجلی میپوشد
هر کس که طمع به خاک ایران دارد
پا در قفس و کنام شیران دارد
ما شیر ژیان و مرد جنگیم همه
در آتش خون ، مرد نبردیم همه
هرگز نرسد دست پلید دشمن
بر دامن پاک و فاخر این میهن
ما دست عدو ز شانه اش قطع کنیم
بنیاد پلید و خانه اش قطع کنیم
ما حماسه در کف خیابان داریم
دل در گرو عشق شهیدان داریم
این سنگر ما بوود به امر رهبر
تا کور شود چشم حسود و کافر
گر امر کند سر به رهش میبازیم
چون سیل شویم به دشمنش میتازیم
ای دشمن دون زهی خیال باطل
چون فتنه ی تو دگر ندارد حاصل
ما صف شکنان خطه ی ایرانیم
سرباز خدا ، طلیعه ی ایمانیم
تا هست نفس به جان ، در این میدانیم
با رهبرمان به عهد خود میمانیم
مسکین که دلش تپش به ایمان دارد
در سینه دلی به عشق ایران دارد
✌💪




