شعر حماسی ما همنفس صبح بهاران هستیم مدهوش شمیم و عطر باران هستیم ما شمع و گُلیم و گرد یک پروانه در محفل عشق عاشقی فرزانه ما شیعه ی حیدر ولی اللهیم عمریست که جان بر کف و سر در راهیم با عشق علی ی و آل او مینازیم جان بر سر عشق مرتضا میبازیم ما پاک و زلال و… بیشتر »
آرشیو برای: "فروردین 1405, 10"
سنگری به وسعت محله ها در برابر توهم تجزیه کشور بیشتر »
حسبنا و نعم الله و نعم الوکیل بزار همه دنیا علیه ما باشند …. ما خدا را داریم . بیشتر »
دختران ما شرف ما هستند و ما برای این شرف حاضریم جانمان را بدهیم بیشتر »
انا فتحنا فتحاً مبینا بیشتر »
یا مَن هُوَ شَدیدُ العِقاب بیشتر »
انتظار صبا با من بگو از حال آن دوست که هر چه دارم از آن خال ابروست بگو از صاحب آئینه و شمع که مشتاق نگاهش گشته این جمع بگو با من ز راز سر به مهرش ز تعقیبات زهرا وقت ظهرش بگو از سجده های در نمازش ز سرِّ غیبت و آن عشق نازش بگو از جمعه و از وعده هایش ز شوق… بیشتر »
شعر حماسی ما آمده ایم علی نماند تنها دل در گرو عشق علی و زهرا هرگز نشود سقیفه ای دیگر بار هرگز نشود فتنه ی کوفه تکرار تاریخ جهان ز ما بماند حیران دشمن بشود ز رزم ما سرگردان در سینه ی ما خون علی میجوشد بر تن زره سینجلی میپوشد هر کس که طمع به خاک ایران… بیشتر »
هر چه تبر زدی مرا ….. زخم نشد جوانه شد ….. بیشتر »
هر چه تبر زدی مرا ….. زخم نشد جوانه شد ….. حبُّ الوطنِ مِنَ الایمان بیشتر »